تبليغاتX
بسیجی شهید محمد عبدی
بسم الله

بگو : ای بندگان من که بر زيان خويش اسراف کرده ايد ، از رحمت خدا مايوس ، مشويد زيرا خدا همه گناهان را می آمرزد اوست آمرزنده و مهربان سوره مبارکه زمر آیه 53

آرشيو موضوعي
لینک به ما
مگه آدم بدا عاشق نمیش
لينك دوستان
اطلاعات

شهادت صبح روز جمعه 16بهمن ۱۳۷۷در مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر

مسافر

روی قـبـرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است
بنویسید زمـیــن کوچه سرگـردانی است
او دراین معبـر پر حادثـه عـابـر بوده است
مدح گویی و ثناخوانی اگر دینداری است
بنویسید در این مرحله کـافـر بـوده است
غـزل هـجـرت من را همه جـا بنویسـیـد
روی قـبـرم بنویسید مسافر بـوده است

+شهید محمد عبدی+

نشانی یـار: گلزار شهدا، قطعه 50، ردیف 37، شماره 25

شهادت صبح روز جمعه 16بهمن ۱۳۷۷در مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر
نويسنده وبلاگ: بسیجی
آمار سايت
خبرنامه
امكانات
صفحه خانگي   افزودن به علاقه منديها   ارسال ايميل   RSS 2.0   آمار وب سايت
موضوع : دل نوشته های شهید!   ساعت : 14:43
 

سلام به دوستان عزیز

  • گردهمايي بزرگ مجامع وبلاگ نويسي ( يادواره وبلاگ نويس مرحوم حسن نظري ) با سخنراني استاد پناهيان و اقاي انجوي نژاد زمان دوشنبه 10 دي 1386، ساعت 13:30‌ مكان:خيابان انقلاب، نبش خيابان بهار، مجتمع فرهنگي اسوه

 

 


 پیشاپیش میلاد آقامون و دلبرمون مبارک و البته چه دهه خوبیه از میلاد خانوم حضرت فاطمه معصومه(س) تا میلاد آقا علی ابن موسی الرضا(ع) .دهه کرامت.

 

ديشب به سرم باز هواي دگر افتاد...
در خواب مرا سوي خراسان گذر افتاد...
چشمم به ضريح شه والا گهر افتاد...
 اين شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد...
با آل علي هر که در افتاد ور افتاد...
حوران بهشتي زده اند در حرمش صف...
خيل ملک از نور طبق ها همه بر کف...
شاهان به ادب در حرمش گشته مشرف...
 اين جاست که تاج از سر تاجور افتاد...
با آل علي هر که در افتاد ور افتاد

 


زمزمه ای با کاروان شهدا !

ای شهدا برخیزید . گویی اینجا همه چیز تمام شده است.انگار نسل جهاد دیده دیروز به پایان خط رسیده است. می ترسم اگر سراغمان نیایید و کلامی و حرفی بر زبان نیاوردید ما هم کم کم باورمان شود که همه چیز تمام شده است. باورمان می شود که دیگر رد پایی از شما پیش رویمان نیست و باید با دنیای مدرن پیش رفتو پرستیژ داشت و با محاسن آنکارد و قیافه ای اداره ای همه چیزمان مثل آدم شود. اگر شما حرفی نزنید. باورمان خواهد شد که امام جلوی چشمانمان جرعه جرعه جام زهر را نوشید و همگی گفتیم: " الحمدالله، جنگ خانمانسوز تمام شد".

 

 

ای شهدا! که جوانمردی فقط در ذائقه شما بود.بیایید و لحظاتی از خلوت بهشت فارغ شوید و زخم ترکش ها را فراموش کنید و از ما دلجویی کنید. بعد از شما، لباس خاکیمان را از تنمان درآوردند. اجازه نداریم، مثل آن روزها بگوییم؛ " التماس دعا" به ما می آموزند که چگونه بخوانیم و بنویسیم!
ای شهدا! آن چه دنیای بی شما و بی امام(ره) را برای ما قابل تحمل کرده است، وجود خامنه ای عزیز است.
ای خوش انصاف ها! این جا دیگر بلدوزرهای جهادگران بی سنگر که خاکریز های صداقت و درستی را بنا میکردند ، خاموش شده است.این جا خیانت به رفیق قاموس فرصت طلبان و رسیده به جاه و مقام به بهای خاموشی عزت نفس است.
ای شهدا! این جا دیگر از عروج خبری نیست و همه در فنا شدن دست و پا می زنند. دستهای ناپاک به هم گره خورده تا بر نسل جوان امروزی روح بی اعتقادی و دنیا زدگی را جریان دهد. دنیای غرب، کوبه هوس را بر دلها می کوبد و در این روزگار، مردم پر فتنه ای هستند که با زبان دین، مراد دنیا و مسند و بقا بر قدرت خویش را می طلبند و از تکه تکه شدن پیکرها، نردبان صعود می سازند. اگر در برابر مظالمشان، کلام حقی بگویی، در مسلخ گاه هوا و هوس هایشان، قربانی می شوی.
آری، این جا بازار هزار رنگ بی مهری هاست. ساکنین اینجا به جرم بی وفایی محکومند. برای همین است که دلمان تنگ شماست. دیگر یاد شما از چند شب خاطره فراتر نمی رود.بسیجی بودن، به همان چند قطره چکانِ فلج اطفال، خلاصه شده است. گریه و حسرت در فراغ شما، به جهالت و حواس پرتی یاد می شود.
ای شهدا! به داد ما برسید. این جا ماندن سخت است. قنوت نمازمان را با دلتنگی شما می بندیمو در سجده بی تاب فراغ شما هستیم و در رکوع خمیدگی قامتمان نشان دوری از شهادت است. این سکوت غربت، دردناکترین دردی است که تاب و تحمل را از وجودمان زدوده است. ما هرگز به چنین صلح سبزی فکر نمیکردیم و تنها جولانگاهمان، میدانهای سرخ اندیشه مان بود و اینک بازمانده ترینیم. زندگی بی شهادت، ریاضت تدریجی برای رسیدن به مرگ است و در این انتظار، بی تابیم و برای وصل به شما لحظه شماریم. اگر چنین نباشیم باید آن قدر بی تفاوت شویم که همه باورهامان را فراموش کنیم تا ما نیز مانند دیگران به نوایی برسیم و از مسیر تملق و چاپلوسی، خادمین درگاه مصلحت اندیشان شویم.


ای شهدا! ما در روزگار فقر محبت نگاهمان لبریز از یاد و التماس به شماست.اگر خوب گوش کنید، خواهید شنید که دل ِشکسته ما بهترین آوازی است که در فراغتان می نوازد. پس از شما، تحمل این روزگار سخت است. صبرمان، بهانه ای است که ما را به سکوت مرگ آوری دعوت می کند. کامیابی های دنیا، مقدمه فراموشی از ذکر خداست و پایانش با لبخند شیطان مأنوس است.
ای شهدا! صبر ما برای شماست هر چند به فنا و فراموشی جان ما باشد. یادتان نرود در هنگامه خلوت و جلوت، دستی بر دلهای رنجور ما برآورید.


خداحافظ ای شهدا، ای گلبرگهای خونین شلمچه، ای بهای سوخته فکه، ای گلوله های تشنه، ای تشنگان فرات شهادت، شما رفتید و ما ماندیم  و راه نا تمام...

الاحقر محمد عبدی

 

 

خدا خیلی بزرگه



نویسنده : بسیجی  تاریخ : سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 ساعت : 14:43 |
موضوع : اخبار.مناسبات   ساعت : 20:45

دکتر فدا حسین مالکی دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر در منزل شهید محمد عبدی حضور یافت و با خانواده آن شهید دیدار و گفت و گو کرد. دکتر مالکی در این دیدار شهدا را ارزشمندترین سرمایه های کشور برشمرد و گفت: بزرگترین افتخار ما در مبارزه با مواد مخدر تقدیم بیش از 3500 شهید است و این شهدا سند افتخار کشور در عرصه مبارزه با قاچاقچیان بین المللی هستند.
دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر افزود: شهید محمد عبدی یکی از شهدای   مبارزه با مواد مخدر است که جان خود را برای سالم ماندن جامعه بشری از بلای خانمانسوز اعتیاد فدا کرد و به دیدار معبود شتافت.
 
 زندگی نامه مختصری از شهید عبدی:
 شهید محمد عبدی متولد سال 1355 و از بسیجیان فعال بود که در سال 1374 به عنوان مسوول روابط عمومی پایگاه شهید ضرغامی و در سال 1376 به فرماندهی بسیج نوجوانان حوزه مقاومت 12 عاشورا برگزیده شد.
 شهید عبدی در سال 1377 به عضویت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی درآمد و راهی شهرستان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان شد.
 شهید عبدی در شانزدهم بهمن 1377 در عملیات تعقیب و گریز با قاچاقچیان بین المللی مواد مخدر در منطقه بزمان ، دشت سمسور به فیض شهادت نایل شد.
 بخشی از وصیت نامه شهید عبدی
 بسم رب الحسین(ع)
 سخنی چند دارم با همه بسیجی ها و هیئتی ها که با هم بوده ایم با معلمانم ، استادانم و هر کسی که مرا می شناخت
 برادرانم ، رفقا ، دوستان و آشنایانم
 اکنون که به توفیق و لیاقت شهادت رسیده ام در بهشت در غلامی اهل بیت جای همه شما راخالی میکنم. اما هیچ وقت اردوهای مشهد مقدس را یادم نمی رود . هیچ گاه حرمهایی که با ذکر می رفتیم یادم نمی رود. بازار رضا رفتن ها ، قم و جمکران رفتن ها ، اردوهای زیارتی و سیاحتی و گردشی ، جنگل رفتن ها ، کوه رفتن ها ، شب ها حاج منصور رفتن ، مراسمات سعید رفتن ، رفتن به نماز جمعه ها ، در اتوبوس همراه با صلوات ها ، دستهای یکدیگر را گرم فشردن بعد از نمازها. 
 


نویسنده : حسین  تاریخ : یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت : 20:45 |
موضوع : خاطراتی از شهید   ساعت : 21:25

بسم رب الحسین (ع) 

 

شب بيست وسوم رمضان (يعني آخرين ليلة القدري که اودر اين دنياي مادي بود) يکدفعه ديديم غيبش زد.

از هر که سراغش را گرفتيم ابراز بي اطلاعي کردند .

در شب قدر معمولا بچه ها دنبال بهترين هيئت مي گشتند تا آن جا بروند وبتوانند به نحو شايسته از برکات واعمال آن شب استفاده کنند ومقدرات سالانه خود را آن جا رقم بزنند.

فکر کرديم جتما محمد هم به يکي از اين هيئت ها رفته است واز اين که بدون اطلاع رفته بود دلخور وناراحت بوديم.

وقتي آمد ساعت سه ونيم بعداز نيمه شب بود ومراسم ما به اتمام رسيده بود.از او پرسيديم : داداش کجا بودي؟ خوب صبر مي کردي با هم مي رفتيم....

لبخند مسرت بخشي توي صورتش نقش انداخته وگفت:بايد حتما مي رفتم تا  مادرم  را از مراسم بياورم.ديروقت بود واو نمي توانست توي خيابان ها رفت وآمد کند.....

 

يعني او در بهترين شب سال که ليلةالقدر است به احترام مادرش رفته بود وساعتها توي خيابان ها منتظر مانده بود تا مادرش بيايد واورا به خانه ببرد.

او مي دانست که فضيلت در چيست

 وخدا واهل بيت به چه چيزي راضي ترند.

 ***

 شهید محمد عبدی

 

 

حدودا دو هفته از  شب قدر هم گذشت..

ما موندیم و سالی که دوباره برای ما شروع شد

(به قول اهل دل و اهل معنا شروع سال نو از بعد شب قدره که یه ماه و روزه گرفتیم حالا یه کم شاید کم و بیش و از همه گناها توبه کردیو و  به قولی تصفیه نفس کردیم انگار که تازه متولد شدیم)

و حالا ماییم و تجدیدعهدی که  با شهدا شب قدر بستیم

وراهشون که قول دادیم ادامه بدیم.

اگه واقعا دست یاری به شهدا دادیم باید شهدا رو بیشتر شناخت اینکه کی بودن و چه طور عمل میکردن و اصلا هدف و آرمانشون چی بود؟

و البته  شناسایی دشمن هم اینجا خیلی خیلی مهمه چه آدمایی با اونا دشمن بودن چه ویژگی هایی داشتن و علت و هدف کارشون چی بود؟

اگه اینا رو جواب بدیم اون وقت دیگه خودت میدونی چیکاره باید باشی .

با ولایت تا شهادت

 

خدا خیلی بزرگه


نویسنده : بسیجی  تاریخ : چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت : 21:25 |

شهید محمد عبدی  -  Statistics | Atom | RSS 2.0 | RSD | E-Mail | Advertise
Copyright © 2005-2011 AsanDownload™ Design: Mahdi Hosting : BlogFa
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر یک صلوات بلامانع است

محمد عبدی
توجه: برای دیدن فیلمی از شهید محمد عبدی با فرستادن یک صلوات به پایین صفحه وبلاگ مراجعه بفرمایید
مطالب گذشته
آرشيو ماهانه
آپدیت آنتی ویروس
بسته ی به روز رسانی آنتی ویروس خود را دانلود کنید!
» McAfee® Enterprise
» Kaspersky® Antivirus
» Kaspersky® Antivirus Key
» Norton Antivirus
» Sophos Antivirus
» Avast! Antivirus
» Trend Micro™ PC-Cillin
» AVG Antivirus
» NOD32 Antivirus
» Command Antivirus
» eSafe Antivirus


irLearn.com

برای دانلود "یاد امام و شهدا" کلیک بفرمایید

1-سربند های فراموش شده.. اول
2-سربند های فراموش شده- دوم

خاطرات بسارزیبایی ازشهیدیونس زنگی ابادی

1-خاطرات
2-خاطرات
به قول یه دوست وقتی که این خاطره راشنیدم تازه پی به ان بردم که چرادرگلزارشهداهمیشه یک کبوتربه مدت طولانی مردم رانظاره می کند.

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

width="190" height="190

(فيلمي از شهيدمحمدعبدي(بر دامن پاک مادر شهيدان صلوات